گاها تابستان ها که گرمای ۴۰ درجه مشهد حالم را میگرفت ، پدر توصیه حکیمانه ام میکرد که این کاهوی برغان را که به چه زحمت از حوالی مغان تا اینجا به نیش کشیده ام را بخوابان توی سنکنگبین و برو بالا ! … لختی نمیشود که حول الی احسن الحال میشوی .
پر بیراه نمیگفت آن مرد خدا .. کار آب سرد را برای یک تب ۱۲۰ میکرد … همچین خُنَ َ َ َ َ َ َک ….
دیروز ها در همین فکر بودم .. خودم که نه . فکر را پراندند به ذهنم … چیزی در باب رفتارهای صفر و یکی اهل کتاب .
جهود جماعت (حداقل طبق آنچه در کتبشان آمده) از عالم و آدم طلب نداشته شان را دارند … وای به حالت اگر بگویی تو را نیز ابرویی است .
آیینشان میگوید اگر یکی زد ، چنان محکم ترش را بنواز که دیگر هوس نکند . . و این شده که جهود خون ریزترین مردمان شده اند . (این را میگویم صفر صفر)
آن طرفش نصارا . میگوید چون یکی نواخت صورتت را میگردانی و اشاره به این سمت که بفرما … بنواز کز نوایت دل خوش نشانه دارم …
وقتی این دو حرف را کنار هم میگذاری احتمال میدهی که یکی حتما اشتباه است ، چون در تضاد کامل با هم اند. اما چرا ؟
علت را پرسیدم ؛ میگویند که در روزگار موسی (ع) غالب مردم از بس که ستم دیده بودند ، مظلوم بودن را جزئی از زندگی خود میدانستند . بر این اساس در تعالیم کلیم الله دعوت به مقابله با ظالم بسیار به چشم میخورد. بیش از حد معمول . بیش از حد معمول اینجا یعنی همان رفتار سنکنگبینی خودمان (استفاده نامعمول از متضاد یک چیز برای برقراری تعادل).
در روزگار عیسی روح الله (ع) نیز ، خشونت ناشی شده از تعالیم موسی (ع) در مردم بالا میزند ؛ این میشود که ایشان مردم را بسیار به مدارا با دشمن دعوت میکند . …
… اما آنچه که در روزگار پیامبر ما (ص) در بین اعراب بسیار رواج داشته و جلوه زشتی را به زندگی اجتماعی این قوم انسان نما میداده ، آزادی افراد در ارتباطات نامعمول جنسی و نوعی بی بند و باری افراطی بوده است . . . دوباره اینجاست که پیامبر (ص) وادار به اشاعه رفتاری سنکنگبینی میشود – دعوت بیش از حد معمول به پوشش ، دعوت بانوان به انزوا ، ممنوع کردن ارتباط بین زن و مرد و .. . نمودهایی از رفتارهای سنکنگبینی است که با هدف برگرداندن وضع جامعه اعراب به تعادل قرار داده شده است.
حال سوال اینجاست که ما و این همه سنکنگبین چرا ؟!
